بزینس راه بندازیم تو استرالیا

بالاخره زمانش رسید برای اون دوتا دوستی ک درخواست اطلاعات راجع به بزینس کرده بودن پست بزارم، خیلی دلم میخواست زودتر پستتون رو بزارم ولی یکمی گیر بودم.

خوب اگه بخوام اول از دولت و کشور استرالیا بگم مهمترین نکته اینه ک تو استرالیا، دولت از مشاغل کوچک خیلی حمایت میکنه و اعتبار و وام برای راه اندازی( استارت آپ) تخصیص میده . مشاغلی ک میتونه پردرآمد باشه تو استرالیا مشاغلی خوردنی مثل رستوران و کافی شاپ و بیوتی شاپ ها مثل نیل شاپ و ارایشگاه... این موارد خیلی خوب جواب میده... اگه تو شهرای کوچک( خانم/اقا هر شهری غیر از سیدنی و ملبورن تو استرالیا جز دسته شهرهای کوچکه) میخواید کسب و کار راه بیندازید دنبال سوپر ایرانی و رستوران ایرانی و... نباشید چون ایرانیهای منطقه کم هستن و ب اندازه کافی موارد مثل سوپر ایرانی مثلا تو پرث هست و البته زیاد خودمون دل خوشی ازشون نداریم برا همین ترجیح میدیم بریم سراغ بزینس من استرالیایی چرا؟ چون حداقل کاستومر سرویس خوب بهت ارایه میده. اگه میخواید کسب و کار و بزینس خودتون رو راه بیندازید به عنوان مهمترین و تنها نکته ای ک من میتونم بهتون بگم اینه ک مثل یک استرالیایی به مشتری اهمیت بدید فرهنگ استرالیاییها رو ببینید و تو کار استفاده کنید چون همه انسانها ترجیحشون اینه ک برن جایی ک بهشون احترام گذاشته میشه( این موارد رو بیاید تو استرالیا درک میکنید تفاوت رفتار فروشنده ایرانی با استرالیایی و ...) اگه دنبال کار متفاوت هستید بازار رو بسنجید اول معمولا استرالیاییها دیر با موارد جدید اخت میشن یعنی اگه یک کافی شاپ خارجی و یکی از برندهای معروف استرالیا کنار هم باشن شما نمیبینید یک مشتری استرالیایی بره تو کافی شاپ خارجی... اگه پولش رو دارید ک لایسنس های معتبر رو بخرید حتما از همون اول برید دنبال لایسنهای معتبر مثل مکدانلد و کی اف سی و کافه دوم و کافی کلاب و.... پس اگه دنبال یک بزینس از قبل معرفی شده برید تو استرالیا باید پول خیلی زیادی برای لایسنس بدید ولی مشترهاتون خیلی بیشتر خواهند بود و نیاز به مشتری پیدا کردن ندارید.

استرلیاییها به مزه کافی خیلی اهمیت میدن و دقیقا شما تو کافی شاپهای مختلف مزه های متفاوتی رو تست میکنید پس اگه به فکر کافی شاپ هستید هواستون به محل تهیه دانه قهوه و باریستایی ک میگیرید باشه.

خوب دیگه بگم براتون ک اگه غذا میخواید راه بیندازید کباب شاپهایی با فرهنگ ایرانی ولی ظاهر مدرن راه بیندازید البته مدرن رو مثل مدرنیته تو استرالیا استفاده کنید چون همونطور ک گفتم چشمشون زیاد دنبال موارد جدید نیست و به مزه ها و لایسنسهای معتبر بیشتر اهمیت میدن.

درمورد سوپر مارکت... اینجا چون سوپر های بزرگ کولز و ولی و... هستن کسی از سوپر سرکوچه خرید نمیکنه و خیلی کم مثل ایران سوپر سرکوچه میبینید و اونایی هم ک باشن همیشه خلوت هستن

درمورد لباس فروشی مدل لباسهایی ک خودشون میپوشن خیلی ساده و رنگهای سرد هستن و وقتی ما ایرانیهای فشن با لباسهای رنگ و وارنگ ترکی رو میبینن خیلی خوششون میاد ولی من ندیدم خودشون بخرن یا بپوشن حداقل انلاین میتونن خرید کنن یا سفر میرن لباسهای متنوعی بگیرن زیاد تو کار تنوع نیستن قبلا راجع بشون گفتم

نوروز 97

پیشاپیش سال نو ایرانی و نوروز 97 رو به همتون تبریک میگم و از صمیم قلب براتون یک سال پر از موفقیت و شادی و رسیدن به اهداف و آرزوهاتون رو از خدای مهربون خواستارم.

اینجا تو استرالیا ایرانیها سفره هفت سین میچینن و جشن سال نو میگیرن و مثل همه ایرانیهای عید دیدنی هم میرن و به بچه ها عیدی هم میدن.... فرهنگ خودمون رو نگه میداریم همه جا و این خیلی زیباست معرفی خودمون، قرهنگ و تمدنمون به جامعه جهانی... البته امسال ما هفت سین نداریم و مهمانی هم نمیریم و مهمان هم نمیاد برامون چرا؟ خوب چون توی روستای هاردن زندگی میکنیم و تنهای خانواده ایرانی اینجا هستیم... ایشالله سال دیگه نوروز رو تو پرث باشم کنار دوستای پرثیم مثل سالهای گذشته جشن نوروز بریم و هفت سین بچینیم و عید دیدنی بریم و مهمان عیدی بیاد خونمون و عیدی بدیم به بچه ها تا با خوشحالی برن از خونمون

کتاب و کتابخوانی در استرالیا

قبلا پست گذاشته بودم در رابطه با کتابخوان شدن خودم تو استرالیا. گفتم شاید شماها هم دوست داشته باشید این فرهنگ رو تو خودتون تقویت کنید.

پستی چند منظوره؛
هدف معرفی برگی از تاریخ استرالیا و همچنین معرفی منبع و مرجع کاملی برای دانلود کتابهای اینترنتی هست.
اگر تاریخ را ورق بزنیم داستانهای شیرین و تلخ زیادی را پیدا می کنیم. استرالیا هم در این مورد مستثنی نیست. یکی از داستانهایی که بر اساس واقعیت رخ داده زندگی پسر هشت ساله دودکش تمیز کن انگلیسی هست که بر اساس یک بی عدالتی در یک دادگاه صحرایی به دزدی محکوم و بلافاصله بدون پول و بدون اخرین ملاقات با خانواده به استرالیا تبعید می شود. همین تبعید اسم تام اپلبای را در تاریخ بعنوان جوانترین تبعیدی به استرالیا (بوتانی بی)ثبت می کند. 
بعدها از سرنوشت این پسر از بدو ورود به استرالیا داستانهایی مبنا بر واقعیت نوشته شده است . یکی از این کتابها 
کتابیست که نسخه پی دی اف ان را در ذیل مشاهده می نمایید.
At the tender age of eight, chimney sweep Tom Appleby is convicted of stealing and sentenced to deportation to Botany Bay. As one of the members of the First Fleet, he arrives in a country that seemingly has little to offer - or little that the English are used to, anyway. 
_____________
برای مطالعه نسخه رایگان کتاب تاریخی تام اپلبای از لینک زیر بازدید نمایید:
http://fliphtml5.com/zaom/dmww
همچنین برای دانلود کتابهای ایبوک یا کتابهای اینترنتی بیشتر از منبع زیر بازدید نمایید.
https://www.getfreeebooks.com/

فریت بار

مرسی از دوستمون سینا بابت شیر کردن اطلاعاتش درباره فریت بار. پست میزارم اطلاعات ایشون رو ک دیگران هم استفاده کنند

 

فریت بار(فریت مسافری) به حمل بار هوایی مسافرین و مهاجرین با هزینه بسیار نازل تر از جریمه اضافه بار مسافری گفته میشه که در قسمت بار فرودگاه (خدمات بار فرودگاه) انجام می شود.هزینه فریت بار نسبت به جریمه های اضافه بار هواپیمایی ها بسیاركمتره.
برخی از وسایل به دلیل اینكه برای ایمنی هواپیما خطر ایجاد می كند ممنوع است، مثل: عطر ، ادكلن ، اسپری ، شامپو ، نرم كننده ها ، مواد آرایشی ، الكل ، شربت ، آبلیمو ، سركه ، ترشیجات و... البته ليست موارد ممنوعه تو سايت گمرگ هست. در ضمن اگر وسایل بازی کودک دلبندتون را می فرستید و یا وسایلی مثل کنترل و ... دارید حتما قبل از بسته بندی باطری آن را خارج کنید.
هركسي كه بليط پروازداره به هركجا ميتونه بار فريت كنه برای ارسال بار به صورت فریت حضور مسافر و در صورت عدم امکان حضور وی حضور یکی از اقوام درجه 1 مسافر به همراه مدارک شناسایی و تصویری از بلیط و پاسپورت شخص مسافر الزامي هست البته كارهاي ارسال بار رو ميتونيد خودتون انجام بدين يا بدين يكي از شركتهاي ارسال بار انجام بده بهرحال درنهايت اگه خودتون هم انجام بدين براي ارسال بار برگه سبز رو بايد از يكي از شركتها بگيريد كه معمولا نماينده هاشون اونجا هستن پس فرقي نداره. فرقش تو اينه اگه از طريق شركت باشه اونا از قبل برای شما نوبت می گیرن و فرم ها را پر می کنن و اگر مشکلی بود براتون حل می کنن، اما این به این معنا نیست که خودتون نمی تونید این مراحل را انجام بدید. شما به راحتی می تونید یه هفته قبل از پرواز اين كار رو انجام بدين ولي من به كسايي كه دفعه اول مهاجرت ميكنن پيشنهاد ميكنم اينكار رو بزارن چند روز آخر دليلش هم اينه مدت زمان رسيدن بار يكهفته تا ده روزبعد از ارسال هست و نهايت سه چهار روز هم گمرك مقصد مجاني نگهداري ميكنه اگه بيشتر بمونه مشمول هزينه انبارداري ميشه .
بعد از پركردن فرمها وبازديد بار و باسكول كشي تمام کارتن ها طبق مقررات فریت باید دانه به دانه گونی کشی بشن و بابت هر گوني جدا پول ميگيرن ( از من به شما نصیحت که حتما به مقدار لازم پول نقد با خودتون ببرید که برای گرفتن پول هم باز به مشکل بر نخورین).
قانون فریت اینه که هر چه بار شما بیشتر بشه هزینه اون کمتر میشه ...این نکته از این جهت اهمیت داره که بار زیر 100 کیلو هزینه بالاتري حدود 4 دلار داره و به اعتقاد من ارزش ارسال نداره اما

اپ درباره زندگی در استرالیا

سلام دوستان
روزهای اول شروع زندگی در استرالیا یادتون هست ؟ سختی ها و مشکلات !!!
اپلیکیشن asanLife کوشش کرده تا حدی از این مشکلات و سختی ها کم کنه و همه اطلاعات مهم و ضروری رو به آسانی از یکجا در دسترس قرار بده. از شما دوستان خواهش میکنم اگر فکر میکنید اطلاعاتی کمبود هست لطفا با ما درمیان بگذارید تا اضافه بشه و به دیگران هم کمک بزرگی کرده باشید.
فقط asanLife را در App Store یا Play Store موبایل تان جستجو نموده و رایگان دانلود نمایید.
بیایید با هم این نوآوری را حمایت کنیم و این پیام را به دیگران بفرستیم.

 

پست جدید

دوتا از دوستان در رابطه با شروع بزینس اطلاعات میخواستن ک بزودی براتون پست رو میزارم چند روزه سرم یکمی شلوغه. ی وقتایی ک یک کامنتی رو تایید نمیکنم دلیلش بر اینه ک تا وقت پست گذاشتن براش پیدا کنم اون کامنت رو ببینم ک فراموش نشه.

دوستی ک شماره شون رو خصوصی گذاشتن برا گروه من دیگه متاسفانه عضو اون گروه نیستم و نمیدونم هنوز فعاله یا نه.

یک جمله زیبا تقدیم به شما

I've never met a strong person with an easy past

 

 

یکشنبه ها در استرالیا دلگیره یا نه؟

خوب این سوال یکی از دوستامونه ک یکشنبه ها در استرالیا دلگیره یا نه؟... اگه پستهای اولیه ورودمون ب پرث رو بخونید متوجه میشید ک یکمی تفاوت سیستم مخصوصا تو شهرهای کوچکتر(نه سیدنی و ملبورن چون نایت لایف دارن البته اون دو شهر هم شاپینگ سنترهاش ساعت 5 تعطیلن) وجود داره و بزرگترین تفاوتش نحوه تفریحات ما با استرالیاییهاست خوب ما عادت داریم تا دیروقت تو شاپینگ سنترها باشیم و ساعت 11 شب هوس میکنیم بریم پیتزا یا بستنی بخوریم خوب اینجا این حرفها نیست و بغیر از لیت نایت شاپینگ باقی روزها شاپینگ سنترها ساعت 5 بسته میشن و تو لیت نایت شاپیگ ک معمولا 5شنبه ها است تا ساعت 9 باز هستند حتی شنبه و یکشنبه هم شاپینگ سنترها تو ساعت کاریشون 4 یا 5 بسته میشن دیگه پس خرید اینجا جز تفریحات شبانه نیست و اینکه شما رستوران یا پیتزا فروشی های هم ندارید ک هرشب تا دیروقت باز باشن معمولا معروفها بعضی شبها تا دیروقت باز هستن. پس الان نتیجه میگیرین ک یکشنبه ها بدتر از ایرانه !!! خوب نه اونطورها هم نیست اینجا بعد از 5 عصر مردم سرازیر میشن سمت بار و کازینو و میشینن و ساعتها حرف میزنن و مشروب مینوشن خوب تفریحات استرالیا این شکلیه دیگه حتی شهرهای مثل پرث و کانبرا هم بار و کازینو خوبی داره درسته کازینو پرث اندازه کازینو سیدنی نیست ولی خوب واقعا درجای خودش قشنگه .خوب کازینو یکی از تفریحاته، بار رفتن با دوستان و خانواده و یا کنار ساحل رفتن (با الکل یا بدون الکل) البته شهرهای ساحلی این شانس رو دارن من از وقتی اومدم هاردن تو این یک ماه و نیم بدجور دلم برا ساحل تنگ شده حتی تو زمستان و زمانیکه هوا سرده و نمیتونی تو آب بری ساحل رفتن جز تفریحاتی بود ک من همیشه دوست داشتم و اینکه با دوستان بودن جز تفریحات دیگه یکشنبه هاست.

خوب نه به نظر من یکشنبه ها تو استرالیا دلگیر نیست اگه تفاوتهاش رو با فرهنگ ایرانی بپذیری و سعی کنی تو فرهنگ و رسوم استرالیاییها باشی و باهاشون شادی کنی. اگه تو سیدنی باشی مثلا خوب آپشنهای تفریحات اینقدر زیادن ک باید برنامه ریزی کنی برا هفته های مختلف. ملبورن و ادلاید هم ک فستیوال های مختلف زیاد دارن.

یک خاطره; یک شب با دوستامون نشسته بودیم شلم بازی( شلم و شراب جز تفریحات مورد علاقه منه و معمولا با دوستامون بچه ها رو میخوابونیم و میشینیم پای شلم با یک گیلاس شراب) اون شب من و دوستم تو یک تیم بودیم و همسرهامون تو تیم مخالف یعنی تیم خانمها رو برابر تیم آقایون ،اصولا من کرکری زیادی دارم تو بعضی از بازیها از جمله شلم و دوستم هم انصافا بازیش خوبه و کرکری شروع شد و شرط گذاشتیم هر تیمی باخت بره بستنی بخره و بازی ساعت 3:30 صبح تمام شد و از اونجا ک تیم خانمها بازی رو برد گیردادیم به همسرهامون ک همین الان برید بستنی بخرید و بیاید و اون دوتا بیچاره رو فرستادیم تو خیابانهای پرث دنبال بستنی و حتی مکدانلد هم رفته بودن و بسته بود و دیگه مجبور شدن برن پمپ بنزین و بستنی یخ زده بخرن برامون خوب با کلی خنده اون بستنی یخ زده رو خوردیم 

کردیت لاین

وقتی ک کار داشته باشید باتوجه به میزان حقوقتون میتوانید 1 یا چندتا کردیت لاین داشته باشید. کردیت لاین یکی از موضوعاتی است ک باید هواستون خیلی بش باشه چون اگه کردیتون خراب بشه دیگه بهتون کردیت نمیدن و البته وام خرید خانه و ماشین هم نمیدن به دلیل مشکلات کردیتی. بعضی از ایرانیها میان و از ترفندهایی استفاده می کنن ک به عقل جن هم نمیرسه مثلا کردیتشون رو انتقال میدن به یک شرکت دیگه و... ک همون موقع مجبور نشن پولش رو پرداخت کنن ولی اینکار هم معایب خودشو داره و ک شامل بالا رفتن کردیتون میشه و اینکه بالاخره یک روزی باید تسویه کنید یا نه؟ خوب اونهمه پول رو یکجا باید پرداخت کنید و البته عیب بعدی ک بهش وارده بحث وام خرید خانه است ک واقعا سر تعداد و مبلغ کردیت لاینتون حساسیت خواهند داشت پس اگه دنبال خرید خانه هستید زیاد سراغ کردیت لاین نرید و یا اینکه اگه چندتا کردیت دارید تسویه کنید.

این استرالیاییها

یک مورد دیگه ای ک از این استرالیاییها و کارهاشون خیلی دوست دارم اینه ک درب مکانهای مهم دولتی رو در تاریخهای خاص باز میکنن و مردم میتونن برن اونجا و ببینن. این حس خیلی خوبیه. دوشنبه روز Cannberra Day است و کلی برنامه از شنبه تا دوشنبه هست از فستیوال هات بالون تا بازدید از تمام موزه ها و باز شدن دربهای ساختمان پارلمان ... حس خیلی خوبی بود وقتی تو ساختمان پارلمان رفتیم و اتاقهای مختلف رو از نزدیک دیدن و اینکه میبینی پالمانیها رو چه صندلیهایی میشینن و چ اتاقهایی دارن و .... تصور کن آیا ساختمان مجلس ما رو و اینکه یک آدم عادی کی میتونه بره تو ساختمان مجلس چه برسه یک مهاجر درضمن یک کار دیگه ای ک انجام داده بودن این بود ک یکسری مقواهایی بزرگ بهت میدادن ک اگه میخوای پیامی به پارلمانیها بدی و یا سوالی ازشون داری رو رو ی اون مقوا بنویسی و بهمراه اسمت و با هر زبانی ک دوست داری زبان مادری یا انگلیسی، بعدش چون مقواها شکلهای مختلفی داشتن مثل قلعه روی هم میچیدیمشون. خیلی ایونت جالبی بود و میگفتن تا 3 هفته برای نمایش میزارن قلعه ای ک درست میشه و بعد از سه هفته یکی یکی متن هر مقوایی رو میخونن و بررسی میکنن و عکس میگیرن ازشون برای هیستوری.... من نمیدونم اونهمه کارت بررسی میشه یا نه ولی خیلی کارشون قشنگ بود یطورایی حس مهم بودن بهت میدن یطورایی بهت میگن پیامت برای ما مهمه حتی ممکنه واقعا خوانده نشه ولی این احساسی ک یک انسان در زندگی در استرالیا میگیره قشنگه وقتی مقایسه میکنم با مردم کشورم ک برای ساده ترین حقوقشون بازداشت میشن، اعتراض مدنی وجود نداره و حرفت شنیده نمیشه یا اگه خواستی شنیده بشی بازداشت میشی یا باید سرت رو مثل کبک بکنی زیر برف و اطراف رو نگاه نکنی... خوشحالم دوباره ک مهاجرت کردم

خلاصه اینکه ایونتهای خیلی خوبی داره استرالیا و فستیوالهاش عالین سعی کنید از دست ندید.

پیام خصوصی آقای یاشار

آقای یاشار شما سوالهاتون رو تو وبلاگ بپرسید من همینجا پاسخ میدم از اونجا ک هدف وبلاگ همین است و فقط نکته اینه ک تیک خصوصی رو نزنید ک من بتونم در پیام شما پاسخ بدم و مجبور نشم براش یک پست بزارم ولی مواردی هست ک ممکنه سوال دیگر دوستان هم باشه ک حتما براش پست خواهم گذاشت. درضمن یک نگاهی هم ب پستهای قبلی بیندازید چون ممکنه خیلی از سوالهاتون تو پستهای قبلی کاور شده باشن.

اشتباه چند نفر و زیر سوال رفتن یک ملت

خوب نمیدونم تایتل این پست چقدر منظورم رو میرسونه ولی کسانی ک اخبار داخلی استرالیا رو پیگیری میکنن میدونن چی میخوام بگم. تو فوریه یک باند قاچاق مواد مخدر در سیدنی کشف شد ک متاسفانه 5 نفرشون ایرانی بودن و همه جوان حتی دوتاشون زوج بودن و یکی از زوجها دوتا دختر بچه داشتن . متاسفانه بازخور این خبر تو جامعه و رسانه های استرالیا اصلا برای جامعه ایرانی خوب نبود و رسانه ها خیلی مغرضانه نسبت به جامعه ایرانی مینوشتن بطوریکه یکی از نماینده های سیدنی تو تلویزیون از اسم "ترش" یا همان "آشغال" برای جامعه ایرانی ک با قایق اومدن نام برد درسته ک همشون اشاره میکردن قایقی ها ولی واقعا حتی همه همون قایقی ها هم آدمها بد و خلافکاری نیستن. یطورایی وقتی روزنامه رو توی مکانهای عمومی دست مردم میبینی احساس شرم به آدم دست میده ک چرا بعضیها اینهمه سختی میکشن بیان اینجا بعد مثل اب حوردن یادشون میره چ مسیری رو طی کردن و شروع میکنن به خلاف کردن اخه وقتی با کار کژوال هم میشه زندگی کرد خلاف چرا؟ واقعا متاسفم ک چنین آدمهایی از مردم کشورم اسم ایران رو زیرسوال میبرن. درسته ک همه کشورها خلاف دار دارن ولی وقتی یک جامعه ای مثل ایرانیها اینقدر زیر ذره بین است چرا باید درجه حساسیت رو بالاتر برد؟!؟ 

بعد هم چقدر ساپورتیو هستن و پشت هم میمونن روزنامه دو روز پش موارد دادگاه یکی از اقایون رو گفته بود و توی دادگاه مرده گفته بود من از اول نمیخواستم اینکار رو بکنم زنم مجبورم کرد پخش کننده مواد بوده تازه زیرآب زن خانمش هم هست واقعا خاک برسرشون

کار و محیط های کاری استرالیا

خوب من ب شخصا خودم درگیر محیط کاری آفیسی نشدم خداروشکر تاحالا و امیدوارم همینطوری برم جلو و شرکت خودمو ثبت کنم ولی اگه بخوایم ی نگاه کلی راجع به محیطهای کاری و نحوه برخورد دیگر پرسنل داشته باشیم از تجربیات دیگران براتون میگم.

خوب از اونجا ک استرالیا یک کشور مهاجر پذیره همکارا و رییسها از کشورهای مختلفی هستن و قطعا تو همشون خوب و بد هم هست. بین خود استرالیاییها آدم خوب خیلی خوب و ساده دارن و آدمهایی هم دارن ک درجه ریسیزمشون بالاست و همش احساس میکنن مهاجرا اومدن و جاشون رو تنگ کردن، از اونجا ک نمیتونن علنی این موضوع رو مطرح کنن خیلی زیرپوستی و مویرگی میرن جلو و شروع میکنن به تیم تشکیل دادن و... کاری ک باید در برابر اینگونه افراد داشته باشید اینه ک اصلا عصبی نشید و اکشن نگیرید ...چرا؟ چون واقعا ما اومدیم تو کشورشون و جاشون رو تنگ کردیم پس تا حدودی میشه بهشون حق داد ولی ما ک الکی نیومدیم...کشورشون کلی پول ازمون گرفته و نیروی متخصص اورده و ماهم داریم مالیات میدیم و.... پس ما هم حق داریم حالا چکار کنیم؟ هیچی باید ببینیم با کی میشه کانال زد و بزاریم اون شخص خودشو رو کنه برا جمع و اونوقته ک دیگران ببینن ک شما مورد برخورد ریسیزم قرار گرفتین بصورت زیرپوستی و اکشنی نگرفتین خوب جمع ب شما رای میده ولی تا زمانیکه طرف علنی و با سند بتون برخورد ریسیزم رو نشون نداده شما بهتره هیچ اکشنی نگیرید.

در مورد مردم کشورهای دیگه...اینجا بیشتر پستهای ریاستی برا انگلستانیها و کلا افراد نورتن آیلند اسنت و استرالیاییها حتی اگه از لحاظ علمی بارشون نباشه بعد هندیها ،هندی اگه رییستون باشه معمولا ببینید میگم معمولا نه همشون، روز خوش زیادی ندارید چون بیشتر اونا هم ترجیح میدن با هندی ها کار کنن و کامیونیتی خودشون رو تو اون محیط کاری قویتر کنن.... پس متوجه شدید چی میخوام بگم اینجا همه محیطهای کاری گروه گروه و کامیونیتی و نتورک داره ولی از بیرون همه چیز پرفکت و عالیه و نمیبینید اینقدر پیچیده و های کلاس زیرآبتون رو میزنن ک متوجه نمیشید فقط ما ایرانیها هستیم ک اگه یک جا رفتیم بجای اینکه بیشتر ایرانی دور خودمون جمع کنیم و محیط رو قویتر کنیم شروع میکنیم زیراب زدن اون ایرانی ک قراره بیاد اونجا کار کنه ...بابا اصلا ما یک موجوداتی هستیم برا خودمون...البته بگم همسرم تو سیدنی واتر همکار ایرانی داشت ک واقعا هردوشون باهم همکاری میکردن این رو هم نمیشه به همه ایرانیها بسط داد ولی آمارمون زیاده ک چشم دیدن یک هموطن رو نداریم حتی در دیار غربت.

ساختار کاری خوب خیلی متفاوته با ایران ساده ترینش همینه ک همیشه میگم وقتی شوخی میکنن هرچقدر هم زبانتون خوب باشه ی جاهایی کم میارید چون ی مواردی تو فرهنگشونه ک ما جدیدا نمیدونیم و این موارد میتونه ازار دهنده باشه اینکه نتونی یا بزور و تلاش هی باید خودتو بچپونی تو گروههاشون (ببخشید از کلمات خاص استفاده کردم به دلیل اینکه عمق فاجعه رو بدونید نه اینکه ظاهر همه چیز پرفکته و تا آخر بدون دردسرید). 

درمورد دوره های اموزشی هم بسته به نوع قراردادتون(در درجه اول) و بعدش لول کاریتون ، دورههای خارج از کشور هم میزارن.

روزهای اول کار تو محیط جدید سخته خیلی سخت ولی بعد از 5 و 6 ماه ک بشناسنت چقدر کار بلدی و پیگیر کار باشی و البته رفتارت رو ببینن همه چیز عادی تر میشه و رو روال می افتید. کلا اینطوری ک من دیدم یک دلیل مصرف زیاد الکل در کشورهای جهان اول اینه ک بس که موارد تو کار پیچیده است و انسانها با سختی های زیادی تو زندگی دست و پنجه نرم میکنن ،نیاز به استفاده از نوشیدنیهای الکلی در آخر هفته بالا میره چون باید یک چیزی پیدا کنی ک ریلکست کنه.

سرجمع یک نکته میتونم بگم اول زبان انگلیسی دوم زبان انگلیسی سوم هم همون انگلیسی و چهارم و پنجم اطلاعات فنی و ششم پشتکار براتون موفقیت میاره.

پ.ن : چرا اینقدر انگلیسی مهمه؟ چون به راحتی طرف رو مسخره میکنن اگه تو بیان کلماتش مشکل داشته باشه و این دیگه جز موارد ریسیزم نیست جز اصولی ترین نکات کار در یک کشور انگلیسی زبانه

راستی سعی کنید از همون اول و از روز اول به سیستم استرالیاییها لباس بپوشید و برید سرکار ،خودتون رو با سیستم لباس ایران نشون ندین سرکار، قبلا پست گذاشته بودم راجع ب رنگها لباسهایی ک بیشتر تو محیطهای کاری میپوشن...درکل سعی کنید از همون اول شبیهشون باشید تا کمتر بیگانگیتون ب چشم بیاد اینطوری راحتترید

سیستم بازیافت در استرالیا

سیستم بازیافت در استرالیا یکمی تعریفش با سیستمی ک ما تو ایران داشتیم متفاوته . اینجا بعضی خونه ها 4 تا سطل زباله بعضیها 3 تا و بعضیها 2 تا سطل دارن ک بسته ب شهر زندگی و سیستم بازیافت تعداد سطلهای زباله فرق میکنه. در مواردی ک 4 تاسطل زباله دارین یکیش "کامپوز" هست ک شامل پوست میوه و مواردی ک کامپوز میشن... یکی دیگه "گریین" هست ک هرچی در ارتباط با درختان و باغچه باشه مثل برگ و چوب و چمن و... یکی دیگه "ریسایکل" هست ک مواردی مثل شیشه و کارتن و پلاستیک و قوطی ( ک البته همه رو بعد از مصرف باید اب بزنید و تمیز بزارید تو سطل ریسایکل) و در اخر "جنرال" هست ک هرچی تو اون سه تا جا نشد میره تو جنرال

خوب معمولا همه خونه ها جنرال و ریسایکل رو دارن ک جز لاینفک زندگی در استرالیاست این دوتا.

هر سابربی برا خودش یک تقویم برا جمع آوری زباله ها داره ک در چه روزایی از ماه و کدوم سطل رو خالی میکنن ک معمولا ب صورت رایگان میزارن تو صندوق پست.وقتی تازه واردین به یک شهر یا یک سابرب و تقویم رو ندارین میتونین ب کانسیل مراجعه کنید و تقویم رو بگیرید. کانسیل یک مکانی هست تو هر سابرب ک کارهایی شهری ادمها رو انجام میدن و نیاز نداره برا یک کار یا مجوز به شهرادی مرکزی برید تو همون کانسیل محلتون همه کارها انجام میشه حتی تو یک تاریخهای مشخصی شهردار خودش میاد و میتونید باهاش قرار ملاقات بگیرید ولی شهردار کانسیلتون معمولا هفته ای یکبار میشینه برا ملاقاتهای عمومی و رفع مشکلات مردم.

درب هر سطل برا خودش یک رنگ داره ک مشخصه این رنگ مثلا مخصوص جنرال ویست است و تو کل اون شهر یا ایالت بهتره بگم رنگش ثابته البته رنگ دربهای سطل زباله  تو ایالتهای دیگه متفاوته مثلا تو وسترن استرالیا درب سبز مخصوص جنرال ویست بود ولی تو نیو سوت ولث برای گریین هست و من روز اول همه اشغالهای جنرال رو ریخته بودم تو سطل گریین تو سیدنی بدون اینکه روی سطل رو چک کنم و بعدش ک متوجه شدم مجبور شدم سطل به اون بزرگی رو خالی کنم تو اون یکی 

مهاجرت

من همیشه میگم مهاجرت سخته خیلی سخت ولی هیچ چیز باارزشی رو بدون سختی و تحمل فشار بدست نمیاری. الماس یک کربن ساده بود ک فشار خیلی بالا رو در طی سالهای متمادی تحمل کرد پس اگه میخوای برای نسل بعد از خودت الماس باشی ب قدرت درونت ایمان داشته باش.