خوب من ب شخصا خودم درگیر محیط کاری آفیسی نشدم خداروشکر تاحالا و امیدوارم همینطوری برم جلو و شرکت خودمو ثبت کنم ولی اگه بخوایم ی نگاه کلی راجع به محیطهای کاری و نحوه برخورد دیگر پرسنل داشته باشیم از تجربیات دیگران براتون میگم.

خوب از اونجا ک استرالیا یک کشور مهاجر پذیره همکارا و رییسها از کشورهای مختلفی هستن و قطعا تو همشون خوب و بد هم هست. بین خود استرالیاییها آدم خوب خیلی خوب و ساده دارن و آدمهایی هم دارن ک درجه ریسیزمشون بالاست و همش احساس میکنن مهاجرا اومدن و جاشون رو تنگ کردن، از اونجا ک نمیتونن علنی این موضوع رو مطرح کنن خیلی زیرپوستی و مویرگی میرن جلو و شروع میکنن به تیم تشکیل دادن و... کاری ک باید در برابر اینگونه افراد داشته باشید اینه ک اصلا عصبی نشید و اکشن نگیرید ...چرا؟ چون واقعا ما اومدیم تو کشورشون و جاشون رو تنگ کردیم پس تا حدودی میشه بهشون حق داد ولی ما ک الکی نیومدیم...کشورشون کلی پول ازمون گرفته و نیروی متخصص اورده و ماهم داریم مالیات میدیم و.... پس ما هم حق داریم حالا چکار کنیم؟ هیچی باید ببینیم با کی میشه کانال زد و بزاریم اون شخص خودشو رو کنه برا جمع و اونوقته ک دیگران ببینن ک شما مورد برخورد ریسیزم قرار گرفتین بصورت زیرپوستی و اکشنی نگرفتین خوب جمع ب شما رای میده ولی تا زمانیکه طرف علنی و با سند بتون برخورد ریسیزم رو نشون نداده شما بهتره هیچ اکشنی نگیرید.

در مورد مردم کشورهای دیگه...اینجا بیشتر پستهای ریاستی برا انگلستانیها و کلا افراد نورتن آیلند اسنت و استرالیاییها حتی اگه از لحاظ علمی بارشون نباشه بعد هندیها ،هندی اگه رییستون باشه معمولا ببینید میگم معمولا نه همشون، روز خوش زیادی ندارید چون بیشتر اونا هم ترجیح میدن با هندی ها کار کنن و کامیونیتی خودشون رو تو اون محیط کاری قویتر کنن.... پس متوجه شدید چی میخوام بگم اینجا همه محیطهای کاری گروه گروه و کامیونیتی و نتورک داره ولی از بیرون همه چیز پرفکت و عالیه و نمیبینید اینقدر پیچیده و های کلاس زیرآبتون رو میزنن ک متوجه نمیشید فقط ما ایرانیها هستیم ک اگه یک جا رفتیم بجای اینکه بیشتر ایرانی دور خودمون جمع کنیم و محیط رو قویتر کنیم شروع میکنیم زیراب زدن اون ایرانی ک قراره بیاد اونجا کار کنه ...بابا اصلا ما یک موجوداتی هستیم برا خودمون...البته بگم همسرم تو سیدنی واتر همکار ایرانی داشت ک واقعا هردوشون باهم همکاری میکردن این رو هم نمیشه به همه ایرانیها بسط داد ولی آمارمون زیاده ک چشم دیدن یک هموطن رو نداریم حتی در دیار غربت.

ساختار کاری خوب خیلی متفاوته با ایران ساده ترینش همینه ک همیشه میگم وقتی شوخی میکنن هرچقدر هم زبانتون خوب باشه ی جاهایی کم میارید چون ی مواردی تو فرهنگشونه ک ما جدیدا نمیدونیم و این موارد میتونه ازار دهنده باشه اینکه نتونی یا بزور و تلاش هی باید خودتو بچپونی تو گروههاشون (ببخشید از کلمات خاص استفاده کردم به دلیل اینکه عمق فاجعه رو بدونید نه اینکه ظاهر همه چیز پرفکته و تا آخر بدون دردسرید). 

درمورد دوره های اموزشی هم بسته به نوع قراردادتون(در درجه اول) و بعدش لول کاریتون ، دورههای خارج از کشور هم میزارن.

روزهای اول کار تو محیط جدید سخته خیلی سخت ولی بعد از 5 و 6 ماه ک بشناسنت چقدر کار بلدی و پیگیر کار باشی و البته رفتارت رو ببینن همه چیز عادی تر میشه و رو روال می افتید. کلا اینطوری ک من دیدم یک دلیل مصرف زیاد الکل در کشورهای جهان اول اینه ک بس که موارد تو کار پیچیده است و انسانها با سختی های زیادی تو زندگی دست و پنجه نرم میکنن ،نیاز به استفاده از نوشیدنیهای الکلی در آخر هفته بالا میره چون باید یک چیزی پیدا کنی ک ریلکست کنه.

سرجمع یک نکته میتونم بگم اول زبان انگلیسی دوم زبان انگلیسی سوم هم همون انگلیسی و چهارم و پنجم اطلاعات فنی و ششم پشتکار براتون موفقیت میاره.

پ.ن : چرا اینقدر انگلیسی مهمه؟ چون به راحتی طرف رو مسخره میکنن اگه تو بیان کلماتش مشکل داشته باشه و این دیگه جز موارد ریسیزم نیست جز اصولی ترین نکات کار در یک کشور انگلیسی زبانه

راستی سعی کنید از همون اول و از روز اول به سیستم استرالیاییها لباس بپوشید و برید سرکار ،خودتون رو با سیستم لباس ایران نشون ندین سرکار، قبلا پست گذاشته بودم راجع ب رنگها لباسهایی ک بیشتر تو محیطهای کاری میپوشن...درکل سعی کنید از همون اول شبیهشون باشید تا کمتر بیگانگیتون ب چشم بیاد اینطوری راحتترید