کپی نظر یکی از دوستان وبلاگی

"" با درود لازم دیدم نظرم را در مورد سیدنی تغییر بدم شاید کسی این وبلاگ را بخونه راهنمایی بشه بعد از چند سال اول که زندگی کردید و جا افتادید و کار و بار درست شد میخواهید خانه بخرید عملا در سیدنی نمیتونید بی تعارف دو تا سه برابر پرت قیمت خانه ها هست و اگر مدرسه خوب هم مد نظر باشه که در همان محل خانه بخرید دیگه وا ویلا اگر کار خوبی در پرت دارید یا حتی متوسط بهترین شهر استرالیا و خانوادگی ترینش پرت است
مرسی از مطالب خوبتان ما میخواهیم بریم بریزبین و یا برگردیم پرت راستش ریجنال هم قصد ماندن و خرید نداریم
در مورد دوری از خانواده و دلتنگی های مهاجرت مطلبی نوشتید؟""

کاملا موافقم . قیمت خونه های سیدنی واقعا گرونه اونم با ارزش پولی ما که نمیشه پول خوبی از کشورمون بیاریم اگه بچه پولدار نباشیم (که ما نیستیم) و تو سیدنی بخوای تو یک سابرب خوب خونه بخری عملا خونه زیر800 هزارتا برا یک اپارتمان دوخوابه گیرت نمیاد درصورتیکه با همین پول تو شهرهای دیگه مثل پرث/بریزبین و حتی ملبورن(ملبورن از سیدنی ارزونتره برا قیمت خونه و به همین دلیل چندسالی شهر برتر جهان بوده) خونه های ویلایی حدود 400 متر به بالا تو سابربهای خوب میتونی بخری. سیدنی شهر گرونیه ولی یطورایی شهر موقعیتهاست. 

صادقانه بخوام بگم باهر سطحی میتونی تو سیدنی کار پیدا کنی ولی زندگی سخت میشه چون یک خانواده سه نفری زیر 5000$ نمیتونن تو سیدنی زندگی کنن. خونه خریدن که ف بها.

ما تصمیم داریم برگردیم سیدنی درسالهای اینده البته تنها به دلیل موقعیتهای بهتر برا دخترم . من به دلیل اینکه اب و هوای سرد رو دوست ندارم کانبرا رو انتخاب نکردم برا زندگی ولی سیدنی اب و هواش به سیستم ما که اهوازی هستیم بیشتر میسازه و زمستونهاش مرطوب تر و متعادل تر است کانبرا سرد و خشک است تو زمستان. مدارس سیدنی جز بهترینها هستن و میخوام دخترم تو دبیرستان سیدنی باشه. خوب برعکس شما که علاقه به خونه خریدن تو ریجونال نداری من ترجیح دادم یک خونه بزرگ تو ریجونال بخرم (تو شهری که الان هستیم) خوب اعتقاد من اینه که مهمه از خاک استرالیا داشته باشم مهمه من مالک خاک باشم نه مالک هوا (اشاره به اپارتمان داشتن) و خونه رویاهام رو نمیتونستم تو شهرهای بزرگ استرالیا بخرم چون هزینه خیلی بالایی باید بابتش میدادیم و تا اخر عمرمون زیر قرض وام میبودیم. باهمسرم به این نتیجه رسیدیم که یک خونه مناسب با علاقه مون تو منطقه ریجونال بخریم اینطوری میتونیم بجای سی سال قسط خیلی سریعتر مالک خونه مون بشیم و تو وقت پیری هم فقط یک محیط اروم و زیبا میخوایم برا زندگی پس از الان باهزینه کمتر میتونیم داشته باشیم و هروقت هم خواستیم برگردیم سیدنی این خونه رو میدیم کرایه و میایم سیدنی و بعدش هم همیشه یک خونه داریم به همین سادگی.

وای پرث شهر رویاهای من با اینکه میدونم طبق برنامه ریزی ما احتمال برگشتمون به پرث تقریبا صفره ولی همیشه شهر رویاهام میمونه.

بریزبین هم زیباست واقعا هردوتا شهر انتخابهای خوبی هستند.

در مورد دلتنگی شاید نوشته باشم معمولا پست میزاشتم. مختصر الان بگم من استرالیا رو مثل خونه ام میبینم و خودم رو متعلق به اینجا ولی مخصوصا با جریان کروناکه مرزها بسته شدن و اجازه سفر به ایران رو نداریم خیلی روزهای سختی است بعضی روزها. قبلانا چون میدونستم هرموقع اراده کنم میتونم برم و 26 ساعت بعد تو خونه پدرم هستم هیچوقت چنین احساسهایی رو که الان بخاطر کرونا نمیتونیم بریم نداشتم. یطورایی من دلتنگی رو فقط برا خانواده و دوستان دارم دلم از ایران به عنوان کشور خیلی گرفته و اصلا بهش فکر نمیکنم که از لحاظ سیاسی چه اتفاقهایی اونجا داره می افته ترجیح میدم با اینکه استرالیا رو دارم خوش باشم و به باقی مسایل فکر نکنم. فقط خدا رو شکر میکنم که تو منطقه ماهشهر که همسرم و من کار و زندگی میکردیم و پول خون مون رو میگرفتیم با اون رفتارهای مدیریت و اب و هوای الوده حالا وضع دلار و اوضاع مملکت هم اضافه کنی من اگه اونجا میموندم یک افسرده واقعی میشدم با دانستن این مسایل دلتنگ خاک نمیشم فقط دلتنگ ادمها اونم بعد از جریان کرونا که امیدوارم زودتر درمانش و واکسنش پیدا شه تا مرزها باز شه و ازادیمون رو بدست بیاریم

اگه بخوام تجربه خودم رو راجع به خونه خریدن براتون بگم اینه که اگه تو شهرهای بزرگ هزینه های گزاف بابت خونه و ندین بهتره چون تو بالا و پایین شدن قیمتهای خونه کمتر ضرر میکنید ما تو شهری خونه خریدیم که بخواطر کشاورزی و دامپروری و شرایط استراتژیکش یک شیب صعودی مناسب دارن خونه هاش و تو این افت بازار کرونا مثل قیمت خونه ها سیدنی تحت تاثیر قرار نگرفتن چون شهر ما مهاجر کمی داره کسی میاد برای کشاورزی یا صنعت میاد و هدفش موندن مثل سیدنی پر از دانشجوی چینی نبود که با رفتنشون حتی مستاجر هم پیدا نکنی.

ما شهری رو انتخاب کردیم که دوتا معدن دست نخورده طلا داره و میدونیم همیشه خونه داشتن و خاک داشتن باارزش میمونه اینجا.

به نظرم موقع خرید خونه اگه یکمی احساسات رو کنار بزارید و منطقی فکر کنید و انالیز کنید اپشنهای بهتری براتون هست البته من عاشق بیچ لایف استایلم ولی با شرایط ما اصلا منطقی نبود خونه تو شهرهای ساحلی خریدن. بهنظرم خوب فکر کنید قبل از خرید اولین خونتون خوب انالیز کنید بعد اقدام کنید.

 

همه مهاجرها نهایت بعد از 4 و 5 سال خونه دار میشن مهاجرهای جدید اصلا نگران این قضیه نباشید.

 

نژادپرستی در استرالیا

یکی از دوستان یک موضوع جاب مطرح کرد که یادم نمیاد براش پست گذاشته باشم. اول تشکر از ایشون که موضوعی برا پست جدید پیدا کرد دوم بریم سراغ نژادپرستی تو استرالیا

خوب اینکه بگم نژادپرستی تو استرالیا وجود نداره یک حرف بسی بیهوده است ولی اگه بخوام با کشورهای اروپایی مقایسه کنم که استرالیا 100 میگیره تو موضوع نژادپرستی.

خوب تو هر کشوری هرنوع آدمی وجود داره و این قانون اساسی اون کشور است که باعث میشه اجازه به آدمهای مختلف بده یا نه. قانون استرالیا حسابی نژادپرستی رو منع میکنه و اگه شما با مورد نژادپرستی مواجه شدید میتونید خیلی راحت تو دادگاه شکایت کنید. هزینه ها دادگاه رو پرداخت کنید و از حق خودتون دفاع کنید.

اگه بخوام خیلی سریع پاسخ بدم اینه که تو شرایطی نژادپرستی زیرپوستی میبینی یعنی بخاطر قانون اصلا نمیتونن واضح اینو بهت نشون بدن ولی یطوری نیششون رو بت میزنن. آمار این آدمها تو جامعه کمه یعنی اکثر استرالیاییها خیلی خوبن باهات اگه بشناسنت ( من به راحتی این حرف رو میزنم چون تو 3 تا ایالت استرالیا زندگی کردم و 5 تا شهر مختلف برای زندگی بودم هم شهر بزرگ هم روستا و شهر کوچک. خیلی هم دوست استرالیایی یا انگلیسی/استرالیایی دارم که حتی دوستهایی استرالیایی که 6 سال پیش تو پرث باهاشون اشنا شدم و هنوز هم باهم درتماسیم ولی همه اینا باعث نمیشه که اصلا با موضوع نژادپرستی مواجه نشده بودم . تو تجربه 6 سال زندگی من 2 مورد نژادپرستی دیدم که خیلی ناراحتم کرد. یکیشون رو ادم کردم ولی یکی دیگه شون منشی مدیکال سنتر بود که بیخیال شدم چون باهاش ارتباط دیگه ای نداشتم.

جریان از این قرار بود که وقتی تو پرث به کلاس تیف میرفتم یکی از پسرهای کلاس که سردسته یک گروه بود از روز اول همیشه میخندیدن با دوستاش وقتی من حرف میزدم تو کلاس و یکبار هم که لکچرر من و اون رو تو یک تیم گذاشت گفت نمیخواد با من تو یک تیم باشه و این رفتارش خیلی به شخصیتم برخورد ولی هیچی نگفتم چون به خودم اعتماد داشتم و میدونستم تو برنامه نویسی بهتر از همه شون هستم از این رفتارش گذشتم و سعی کردم  بهترین کارم رو به لکچررها نشون بدم و بعد از دو ترم همکلاسی بودن به جایی رسید که برای رفع اشکال می اومد پیش من تا اشکال برنامه اش رو حل کنم و لکچرر نمره کم نده بش . خلاصه به جایی رسید که خودش فهمید که خارجیها خیلی بهتر از خودشون هستن و الزاما چون خارجی هستیم دلیل نمیشه اونا نژاد برتر باشن. و بعد از دوسال همکلاسی بودن باهاشون من تنها خارجی کلاس مدیرپروژه شده بودم و سه تا از بهترین بچه ها برنامه نویس زیردست من بودن. تو شرایطی که من بودم ترجیح دادم بجای بولد کردن قضیه و به لکچرر کشوندن و شکایت به استودنت سنتر و... بهش ثابت کنم که من بهتر از اونم.

در کل تو شهرهای کوچک و مناطق ریجونال بیشتر قضیه نژادپرستی رو میبینی به نسبت شهرهای بزرگ چون روستاییها ذهن بسته ای دارن همه جای دنیا . تو سیدنی مورد نژادپرستی اصلا ندیدم چون به ندرت استرلیایی میدیدیم اونجا، همه خارجی هستن ملبورن هم مینطوره